خرید بک لینک

امشب تولد ملی بود بچه ها جمع شدن و تولد گرفتیم خیلی خوب بود.

امروز رفتم پیش مشاورم ازش تشکر کردم امسال بزرگترین نقش رو توی زندگیم داشت.

امروز بچه های کلاس کنفرانس داشتند یکی از بچه ها شیطنتش گل کرده بود اذیتم میکرد یه مدت میدونست منم آدمی نیستم که توی جمع حرف بزنم یا سر کلاس جبران کنم بعدم از دسترس خارج می شد تا اینکه امروز یه کلاس داریم که کلاس خاصی نیست منم کلا یک جلسه رفته بودم سر کلاس امروز متوجه شدم کنفرانس داره منم نشستم میز جلو و زل زدم بهش چنان با دقت و اخم نگاش میکردم که تمرکزش رو از دست داده بود استاد میگفت میشه مثال بزنی میگفت استاد خودم نمیفهمم چی میگم انقدر گند زد که استاد گفت جلسه بعد فقط چهارتا قانونا رو برامون تحلیل کن توضیح بده خلاصه اصلا حالم حوب شد بعدم به سرعت از کلاس خارج شدم میدونم بیخیالم نمیشه ما در حد حرف نیستیم یه جور رقابت زیر پوستی داریم ولی جلسه بعد قول میدم کاری بهش نداشته باشم.

و اینکه فهمیدم کسی مهم تر از خودم نیست.

برچسب: نویسنده: ستایش نوروزی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 4:51

صفحه بندی